محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
146
خلاصة الحكمة ( فارسى )
و ديگر آن كه ابخره و ادخنهء متولّده در آن ، به زودى مندفع گردند و محتبس در جوف آن نمانند « 1 » كه باعث فساد « 2 » و امراض گردند . و ديگر آن كه تأثير ادويهء موضعيه - از اضمده و اطليه و نطولات و كمادات و غيرها - به زودى به دماغ برسد . و امّا بهترين اشكال سر ، مدوّر كروى شكل كه پيش آن پهن و عقب آن باريك باشد ؛ براى آن كه شكل كروى و يا قريب بدان ، شكل طبيعى و اوسع اشكال و محفوظ تر [ ينِ ] آنها از قبول آفات داخليه و خارجيه است ؛ به خلاف اشكال ديگر - هر شكلى را كه فرض نمايند - كه همه غير طبيعى و ناقصاند ؛ حتّى كروى محض . و عدد استخوانهاى سر را بعضى زياده برين هفت گفتهاند ، آن چه مشهور بوده ذكر يافت . امّا فكين كه لُحى نيز نامند : بدان كه فكّ ، به فتح فا و كاف مشدّد كه به فارسى « آرواره » « 3 » نامند ؛ فكّ به جهت آن كه از هم منفك و گشاده مىگردند در هنگام تكلّم و قرائت و اكل . و لحى [ نيز مىنامند ] به جهت آن كه ظاهر آن موضع روييدن لِحيه است كه به فارسى « ريش » نامند . و آن ، دو تايند « 4 » يكى بالا و ديگرى پايين كه فكّ اعلى و اسفل نامند . فكّ اعلى : مركب از چهارده استخوان است ؛ بدين قسم :
--> ( 1 ) . ب : نماند . ( 2 ) . الف : افساد . ( 3 ) . الف و ب : آلواره . ( 4 ) . ب : دواست .